خشت اول - تاریخ: 1405/5/28 ساعت: 11:24
خشت اول ... سه شنبه ۱۴۰۴/۱۰/۰۹ - 2:34 - مهرآفرین - نمی توانم بخوابم به او پیام می دهم: ایرانی یا سرزمین خودت؟ می گوید اینجاست... می پرسم از خانواده ات خبر داری؟ می گوید نه... از ناراحتی خوابش نمی برد.. علي: آنها مغازه‌ها را آتش می‌زنند، به زنان تجاوز می‌کنند و مردان را می‌کشند. ما هیچ سلاحی نداریم.....
کاج، برف، ناشکری2 - تاریخ: 1405/5/28 ساعت: 11:24
کاج، برف، ناشکری2 شنبه ۱۴۰۴/۱۰/۱۳ - 10:13 - مهرآفرین - پی نوشت یک : سلامتی نعمتی ست که وقتی آن را از دست می دهیم تازه قدرش را می دانیم...همینکه روی پای خودمان راه می رویم، خودمان با پای خودمان دستشویی می رویم، همین غلتیدن در رختخواب که اگر ساعتی اتفاق نیفتد به زخم بستر مبدل می شود... همین راحت نفس ک...
ما هستیم - تاریخ: 1405/5/28 ساعت: 11:24
ما هستیم... سه شنبه ۱۴۰۴/۱۱/۰۷ - 19:47 - مهرآفرین - به آیندگان بگویید ما در عصری زیستیم که حقیقت در شب تاریک از روز روشن‌تر بود اما سر کبک ها هنوز در سپیدی برف پی آرمان ها و بانگ طبل تو خالی بت بزرگ می پلکید و زمین را پی شپشهای حقیر نه حتی دانه، می جورید ...به آیندگان بگویید ما سراپا اشکهایی شدیم بر...
بهشت یا جهنم مسئله اینست - تاریخ: 1405/5/15 ساعت: 20:50
#ژرژ_باتای، فیلسوف و نویسنده فرانسوی :«نخستین مشخصه قدرت فاشیستی، بنیان مذهبی و نظامی آن است و این دو از هم جدایی‌ناپذیرند. رژیم‌های تمامیت‌خواه اغلب از شهروندان خود فداکاری‌های قابل توجهی می‌‌خواهند؛ تن‌دادن به محدودیت آزادی یا تحمل سختی یا خشونت‌ورزیدن به دیگری و این را تا حد دین و مذهب برای مردم ...
ماشین آرزو روی مارپیچ زمان... - تاریخ: 1405/5/15 ساعت: 20:50
می‌نویسم که یادم نرود؛ همین شنبه پس از ۱۷ سال به یکی از آرزوهای قدیمی‌ام رسیدم، یعنی تازه استارت حرکتش خورد(البته نه در جایی که فکرش را می‌کردم و نه به نحوی که انتظارش را داشتم)، بعد یکشنبه ناگهان خاموش شد (تمام آن روز مثل کودکی که به اتاقش هدایت شده تا به کارهای بدش فکر کند، در بهت و حیرت آهنگ «چه ...
از ماست که بر ماست... - تاریخ: 1405/5/15 ساعت: 20:50
از چندروز پیش قرار بود برای دخترم کش پیلاتس و زانوبند بخرم اما فرصت نمیشد و امروز حتما باید با خودش می‌برد باشگاه، به همسر که تازه یک روز بود از تهران برگشته بود در حالیکه تازه از مدرسه دختر بزرگه و جلسه با مدیر برگشته بودم گفتم میشه ببریش؟ ماشین من بنزین نداره و تا بزنم و بریم مغازه، می بنده، اول ق...
Wrong turn .. - تاریخ: 1405/5/15 ساعت: 20:50
۱۵ سال از آن روزها که نه در اصل شب هایی تا قبل از سحری خوردن با خواهر و برادرهایم فیلم wrong tu را می دیدیم و علی‌رغم وحشتناکی اش از خنده ریسه می رفتیم گذشته...همان وقت ها بود که یک نفر از نقطه‌ای که من در مسیر زندگی‌اش بودم با یک وهم اشتباه به سمت دیگری پیچید و حتی از مسیر آرزوهای خودش هم فرسخ‌ها د...
دو راهی - تاریخ: 1405/5/15 ساعت: 20:50
او در اوج مسئولیت‌پذیری و وفاداری می‌خواست آزاد باشد. در محدوده‌ی فنس های دورتادور خانه نمی گنجید... تا وقتی بود سعی می‌کرد مراقب خوبی باشد و چون پدرخوانده‌ی توله‌ی دیگری بود تعالیم لازم را به او می داد، از خودمراقبتی و نبردهای تن به تن تا نحوه‌ی پاس کردن و نشانه گذاری در زمینهای اطراف برای تعیین قل...
ناشکری - تاریخ: 1405/5/15 ساعت: 20:50
تقریبا از اول مهر همکاری من با اون موسسه معتبر، بی‌دلیل قطع شد(احتمالا چون خیلی زیرپوستی درخواست افزایش حقوق داشتم). بعد از یکماه که بهم کلاس ندادن و اصرار هم داشتن که نه قصدمون قطع همکاری نیست، رفتم دانشگاه و اونا هم مشتاق همکاری، بهم دو تا کلاس دادن که تقریبا به اندازه یه کلاس اون موسسه زمان می گر...
خشت اول ... - تاریخ: 1405/5/15 ساعت: 20:50
نمی توانم بخوابم به او پیام می دهم: ایرانی یا سرزمین خودت؟ می گوید اینجاست... می پرسم از خانواده ات خبر داری؟ می گوید نه... از ناراحتی خوابش نمی برد.. علي: آنها مغازه‌ها را آتش می‌زنند، به زنان تجاوز می‌کنند و مردان را می‌کشند. ما هیچ سلاحی نداریم... اگر خانواده‌ام شهید شوند، اندوهگین نخواهم شد، زیر...
کاج برف ناشکری2 - تاریخ: 1405/5/15 ساعت: 20:50
پی نوشت یک : سلامتی نعمتی ست که وقتی آن را از دست می دهیم تازه قدرش را می دانیم...همینکه روی پای خودمان راه می رویم، خودمان با پای خودمان دستشویی می رویم، همین غلتیدن در رختخواب که اگر ساعتی اتفاق نیفتد به زخم بستر مبدل می شود... همین راحت نفس کشیدن... همین نشستن برخاستن بدون کمک... همین امکان خوردن...
ما هستیم... - تاریخ: 1405/5/15 ساعت: 20:50
به آیندگان بگویید ما در عصری زیستیم که حقیقت در شب تاریک از روز روشن‌تر بود اما سر کبک ها هنوز در سپیدی برف پی آرمان ها و بانگ طبل تو خالی بت بزرگ می پلکید و زمین را پی شپشهای حقیر نه حتی دانه، می جورید ...به آیندگان بگویید ما سراپا اشکهایی شدیم بر صورت ماسیده... نه دستی توان زدودنمان را داشت نه چشم...
سکوت خودنویس - تاریخ: 1403/5/2 ساعت: 12:58
بگذار که سطری بنویسماز خویشاز پنجرهی بسته به اندیشهی خویشاز خواب بلند بخت بیحوصلهامدر تخت جهانهای موازیِ به خویشهذلولی هذیان خدا در انسانمحزونیِ فرزند فراموشیِ خویشمن خستهام از سکوت بسیار درختای کاش قلم بگیردم در برِ خویش...بداهه-----پینوشت:دیگر چیزی برای نوشتن ندارممیخواهم مدتی بروم گم بشوم شاید خو...
اندوهی جان فرسا برای فرهنگی که نیست... - تاریخ: 1403/3/27 ساعت: 17:43
خانم مدیر :سلام خانم مهرآفرین عزیزنظر و تصمیم شما قابل احترام و ستایش هست و اصلا این تصمیم رو به پای غریب نوازی یا بی حرمتی مردم محل به خودتون نذارید اصلا نمیخوام با این جملات خدای نکرده باعث تنش و یا این قضیه رو کش بدم .در خصوص اشاره به بی حرمتی مردم به غیر هم محلی ها کمی اجحاف شده من غیر بومی هستم...
اندر فواید ادبیات - تاریخ: 1403/3/27 ساعت: 17:43
اگر کسی از ما بپرسد که در عصر حاضر، فایده ادبیات و پژوهشهای ادبی چیست؟ از قول تزوتان تودوروف میتوان گفت فایده ادبیات آن است که یاری مان میکند تا بهتر زندگی کنیم دیگر آن قدر هم مثل دوران نوجوانی از ادبیات انتظار نداریم ما را از آسیبهای مواجهه با آدمهای واقعی دور نگه دارد. ادبیات ما را از تجربههای واق...
نامهای برای ریرا؛ یک پیشنهاد مادرانه - تاریخ: 1403/3/14 ساعت: 19:05
ریرای عزیزم سلام، از آنجا که کامنتهای وبلاگت بسته است و دوست داشتم نظرم را در خصوص آخرین مطلبت بدانی اینجا برایت مینویسم؛اول از همه بسیار خوشحالم که نسبت به ابعاد گوناگون تربیت دخترت دغدغهمندی.
زیر تیغههای چمن زنی! - تاریخ: 1403/2/21 ساعت: 12:53
این را چندی پیش کامنت گذاشتم پای پست یک دوست در اینستا:و امر به معروف گاهی امر به کسب معرفت و دانش و آگاهی و شناخت است و رسیدن به درک مسئلهی وحدت وجود در آنصورت چه ریشه معروف را عُرف بگیریم چه عَرَف در نهایت به یک نقطهی مشترک میرسیم به نام اکثریت و در پی آن به وحدت در تکثّر... آنگونه که سی مرغ عطار ...
امید به یک پایان و آغازی دیگر؟ - تاریخ: 1403/2/3 ساعت: 14:41
دولت کمونیستی آلمان شرقی، چهلسالگی خودش را جشن میگیرد با تانک و رژه و خرسندی رهبران حزب و حالتی از «هر چه کمونیستتر، آدمی بهتر» در خیابانها و رسانهها برای لاپوشانی اقتصادی فروپاشیده، اما مثل همیشه در چنین مراسم پرریختوپاشی، انگار مردم معمولی آدم نیستند. مردم فقط باید به دستورالعملهای رهبران حزب برای...
میرسد روز روشنِ یک زن... - تاریخ: 1403/1/17 ساعت: 2:03
طبق معمول همیشه که چندماه یکبار میبینمش، موهایش را آنطور که میخواست کوتاه و بعد رنگ کردم و وقتی رفت حمام پشتش را کیسه کشیدم، اما برای اولین بار ناخنهای پاهایش را گرفتم، نمیخواست خجالت میکشید با اینکه سختش بود، اما برای من مهم نبود که مادرم است انگار یکی از بچههایم بود... ناخوداگاه یاد تکه هایی از فی...
کمی بیاندیشیم - تاریخ: 1403/1/17 ساعت: 2:03
اگزیستانسیالیسم با صراحت اعلام میدارد که بشر یعنی دلهره...این دلهره ای است که کییر کگور( کگارد)* آن را « دلهره ابراهیم » مینامد داستان ابراهیم را میدانید : فرشته ای به ابراهیم دستور میدهد که پسرش را قربانی کند . اگر مطمئناً دستور دهنده فرشته بود، اگر واقعاً فرشته ای میآمد گفت : تو ابراهیمی و باید پس...

برچسب‌های مرتبط

گنجشک های عاشق | پرواز بادبادک ها | پرواز بادکنک قرمز | پرواز بادبادک | پرواز بادبادكها | کد پرواز بادکنک در وبلاگ | پرواز بادکنک در وبلاگ | پرواز بادکنک ها | پرواز بادبادک قرمز | پرواز بادخورک