به آیندگان بگویید ما در عصری زیستیم که حقیقت در شب تاریک از روز روشنتر بود اما سر کبک ها هنوز در سپیدی برف پی آرمان ها و بانگ طبل تو خالی بت بزرگ می پلکید و زمین را پی شپشهای حقیر نه حتی دانه، می جورید ...
به آیندگان بگویید ما سراپا اشکهایی شدیم بر صورت ماسیده... نه دستی توان زدودنمان را داشت نه چشمه ای دوباره به جوشمان آورد... خشکیدیم در میانهی جریان از بس خروشیدیم...
به آیندگان بگویید ما دیدیم آنچه نباید اما ندیدیم آنچه باید و فریز شدیم در زمان...
ما به تمامی گروگانگونه زیستیم حتی آنها که شیفتگان این قدرت مطلقه بودند بی خبر از آنکه به سندرم استکهلم دچارند...
ما همیشه ما بودیم، هستیم و خواهیم بود و آنها تنهای تنهای تجزیه و تکثیر شده به سان بچه عنکبوت های سیاهی که از جسم و خون پدرشان تغذیه میکنند از خاک و خون آبا و اجدادی ما زالووار مکیدند...
اما ما هنوز هستیم تا درفش کاویانی را دست به دست به فرزندانمان منتقل کنیم و نقل کنیم سینه به سینه حکایت جوانانی که به امر ضحاک قرن چهاردهم مغزهایشان متلاشی شد توسط مغزهای کوچکزنگ زده...
#مینامهرآفرین
برچسب:
نویسنده: کاوه صفری