در فصل پایانی کتاب #ارغنون_سوم، سطرهایی از کتاب 1 کیهانی دکتر بوک، به منظور نقد آمده که اینجا به اجمال میخوانیم؛
وجود خودآگاهی و زبان در انسان فاصله عظیمی میان او و عالیترین موجودات دارای آگاهی ساده صرف پدید آورده است. مهمترین ویژگی شعور کیهانی آگاهی از کیهان یعنی حیات و نظام عالم است... در کنار آگاهی از کیهان، نوعی تنویر یا اشراق عقلانی انجام میگیرد که به تنهایی فرد را در مرتبه جدیدی از وجود قرار خواهد داد...وی آینده نژاد انسان را امیدبخش خوانده و از انقلاب فیزیکی به عنوان سومین انقلاب اجتنابناپذیر (پس از مادی-تاریخی و اقتصادی-اجتماعی) یاد میکند که اوضاع حیاتی انسان را از بنیاد دگرگون ساخته و آن را به سطح عالیتری میرساند...دیگر دلیلی برای وجود شهرهای بزرگ نخواهد بود و آنها از میان خواهند رفت. شهرنشینان در کوهستانها یا کناردریا خواهند زیست و خانههای خود را در ارتفاعاتی مشرف بر چشماندازهای زیبا ، که تا این زمان دست نیافتنی بودهاند، خواهند ساخت. در زمستانها احتمالا به صورت جماعتهای کوچک زندگی خواهند کرد. هم زندگی پر ازدحام در شهرهای بزرگ و هم دور ماندن کار کشاورزی از تمام مظاهر فرهنگی، در گذشته دفن خواهند شد... دکتر بوک مینویسد؛ تمام دینهای معروف و پرآوازه امروز در اثر تماس با جریان شعور کیهانی از بین خواهند رفت. چنین نخواهد بود که برخی به آن باور داشته و برخی نداشته باشند. فقط جزئی از زندگی نخواهد بود که متعلق به ساعات اوقات و مناسبت های خاص باشد... کلیساها، کشیشان، آیینها، اعتقاد نامه ها، دعاها، تمام نمایندگان دینی، تمام واسطههای میان فرد انسان و خدا برای همیشه جای خود را به مصاحبت مستقیم و خطاناپذیر با خدا خواهند داد... هر روحی خود را فناناپذیر حس خواهد کرد و خواهد دانست که تمام عالم با همه نیکی و همه زیباییاش برای اوست و همیشه به او تعلق خواهد داشت... منجی انسان شعور کیهانی ست. احساس کیهانی(در هر ذهنی که پدید آید) احساس نیکی و بدی به عنوان دو امر متضاد را نابود میکند و کار رنجآور، هرچند نه فعالیت 1 را از میان خواهد برد.
#پی.دی.اسپنسکی چاپ 1398 صفحات 418-424
بخش بیشتر کتاب دکتر بوک شامل نمونه ها و قسمت هایی از تعالیم و نوشته های افراد دارای شعور کیهانی در تاریخ جهان است. آن تعالیم را با هم مقایسه می کند و در نهایت به وحدت شکل های ورود به حالت جدید شعور در افراد متعلق به قرون و ملل گوناگون و همینطور به وحدت احساس های آنان درباره هان و خودشان می رسد و بیش از هر چیز اصالت و واقعیت تجارب آن ها را تصدیق می کند. بنیان گذاران دینها، پیامبران، فیلسوفان و شاعران در کتاب دکتر بوک دارندگان شعور کیهانی شناسانده می شوند. او ظاهرا فهرست کاملی از اینگونه افراد ارائه نمیدهد و مسلما میتوان نامهای بیشتری به فهرست او افزود. در نهایت آنچه مهم است نتیجه کلی دکتر بوک در مورد امکان پذیری و نزدیک بودن شعور جدید است.( همان منبع، صفحات 438-439)
پینوشت۱:
به نظرم دغدغهمندی و اشتیاق انسان امروز به برقراری ارتباط دوباره و ژرف با طبیعت، کاهش مصرف گرایی، همزیستی مسالمت آمیز با بسیاری از دیگر موجودات زنده، نگهداری و رسیدگی به حیوانات و پرورش گلها و گیاهان، گرایش بشر به شیوههای مینیمالیستی در زندگی و هنر و توجه به ژرفا، معنا و ارزشها، نزدیک شدن به آن سطح از شعور کیهانی که لازمهی نجات جهان و انسان است را نوید میدهد، روزگاری که شاید در پی نوعی سکولاریزهشدن جهان، جاری بودن آفریدگار و منبع شعور و آگاهی یا همان خدا در تمام جهات و لحظات احساس شود و انسانها بیواسطه اسرار هستی را درک کنند، هرچند در این میانه عدهای سنگاندازی کنند و همچنان از جهل جمعی بهره ببرند...
پینوشت ۲: مدتهاست از دوستانی که همیشه مشتاقانه در وبلاگهایشان کامنت میگذاشتم پیامی دریافت نکردم، احساس میکنم یک موجود بیمار با نام من برایشان کامنتهای ناخوشایند نوشته و یا به زبان بیزبانی تهدیدشان کرده، همانطور که با اسامی آنها برای من(ولی من از جنس واژههایش متوجه شدم نویسنده پشت نقاب کیست) و ایکاش اگر چنین چیزی پیش آمده دوستان مرا در جریان بگذارند.
برچسب:
نویسنده: کاوه صفری