خرید بک لینک

اکثریت مطلق قصه های پند آموز کهن پایان خوشی دارند. امید؛ غذا و تقویت کننده روح است انرژیهای مؤثر و تقویت کننده آن از یک فرایند کلی و جهانی به درون ما راه می یابند سازندگان قصههای پندآموز همواره از این سرچشمهها سیراب میشوند. آنها به ما تسلّی میدهند و امید میبخشند مانند خواندن سرود آب یا باد مقدس در یک اجتماع باشکوه جلوی محراب و چشمههای روستا، الهام بخشی آنها و تاثیرشان در بهبود و تقویت روحی شنوندگان در هر مرحله ای از رشد و اعتقاد باشند انکارناپذیر است. امروزه شما میتوانید همان قصهها و سخنان امیدبخش را که از قلب و زبان سازندگان اولیه قصه تراوش میکردند - همانهایی که در برخی جوامع که آیینهای سنتی جاذبۀ خود را از دست داده شنوندگانی دارند - دنبال کنید.
در هنر آموزنده و کهن قصه گویی پایان خوش امری مقدس به شمار می آید. این پایان خوش، غم و غصههای کهنه را پاک میکند و به تمام آزمایشهای دشوار و رنجها پاداش میدهد. و آنها از آن پس، همواره با شادمانی زندگی کردند. معادل یک سرانجام پیروزمندانه است و مثل این است که غنچه ای در یک رقص مسرت بخش در آسمانها به گل شکوفایی تبدیل شود نمونه اصیل این فرجامهای خوش دو موضوع را به یکدیگر پیوند میدهد. نخست، عشق حقیقی که درسراسر کره زمین وجود داشته و مقدس شمرده شده است و دیگر شهامت و اعتماد به نفس. وقتی که دو روح شاید پس از دلتنگی و مخالفت شدید، با هم پیوند می یابند، خود کودکانه و بی آلایش ما از آنجا که میداند این پیوند و اتحاد «از آن پس برای همیشه» ادامه می یابد و یا دست کم اینکه ... اگر نمرده باشند، هنوز زندگی میکنند عمیقاً خشنود میگردد. در پایان یک قصهٔ معمولی اگر مشاهده میکنیم که یک فرد ساده لوح یا رهگذر پادشاه» یا «ملکه» با میراثی بزرگ میشود این پایان امیدبخش با آن قسمت از وجود ما که فراسوی موقعیتهای مادی درصدد است ما را به عنوان خردمندترین حکمرانان ،بیازماید ارتباط دارد و سخن می گوید.
پایان خوش قصه های قدیمی طرح و نقشهای دقیق و عالی برای رشد نهایی ما به سمت فرمانروایی خردمندانه و استوار ارائه میدهد. سعادت و برکتی که در آن تلفیق شده به ما میگوید که همه ما زمانی که عشق حقیقی را تجربه میکنیم یک تن واحد و ابدی هستیم ما آزادیم که زندگی خود را در رنج و محنت، غم و اندوه بدگمانی و گوشه گیری، تمسخر، استهزا و تلخی به پایان بریم یا بکوشیم که علیه همه اینها قیام کرده احساس شادی نشاط و مسرت را در وجود خود ماندگار سازیم. به عنوان یک قصه گو شما این امتیاز را دارید که همواره از چشمه خرد و دانایی که به نوبۀ خود تمامی ادیان بزرگ جهان را تغذیه و تقویت میکند، سیراب شوید. شما می توانید به طریقی خاص و از خلال تخیلات اعتقادتان را به کامل کردن وظایف انسانی خودتان افزایش دهید.

از کتاب #قصهگویی و هنر تخیّل

نویسنده: #نانسی_ملون

#ترجمه: زهرا مهاجری و محمدرضا صادقی اردوبادی

پینوشت یک:

مردم غمگین ایران حقشونه که یه پایان خوش و در پی اون آغاز دوبارهی خوش داشته باشن...

پینوشت دو:

در پاسخ بولوت خردمند به یک کامنت نکتهی جالبی بود که در سرچ سطحی ویکی و دیکشنری آبادیس این توضیحات رو خوندم، بعدها اینو با نظریه تلفیقی بیگ بنگ و خدا که در ذهنم بوده مفصل شرح خواهم داد؛

پساخداباوری (به انگلیسی: Post-theism) گونهای از ناخداباوری است که در پی نفی دین نیست بلکه دورهٔ آن را منسوخ میداند، و خدا را متعلق به بخشی از رشد بشر میداند که دورهاش به سر آمدهاست. در داخل خداناباوری این دیدگاه در تضاد با ضدخدایی قرار میگیرد. این واژه در متون مسیحیت لیبرال و پسامسیحیت نیز کاربر دارد.

Post - theism is a variant of nontheism that proposes that the division of theism vs. atheism is obsolete, that God belongs to a stage of human development now past. Within nontheism, post - theism can be contrasted with antitheism. The term appears in Christian liberal theology and Postchristianity.

Frank Hugh Foster in a 1918 lecture aounced that modern culture had arrived at a "post - theistic stage" in which humanity has taken possession of the powers of agency and creativity that had formerly been projected upon God

+ نوشته شده در پنجشنبه ۱۴۰۱/۰۹/۲۴ ساعت 20:40 توسط مهرآفرین  | 

برچسب: نویسنده: کاوه صفری تاريخ: جمعه 30 دی 1401 ساعت: 2:43

صفحه بندی