استثنائا برای کرمانشاه
-
تاریخ: 1396/10/7 ساعت: 22:33
[unable to retrieve full-text content]جز خاک چه می ماند، از خشت نخستین روز دل را چه توان باشد، در حادثه ی جان سوز؟ یک عمر درخشیدی، در چشم همین مردم ای خفته به تاریکی، برخیز و چراغ افروز... #مینامهرآفرین #وقت_عمل_بجای_حرف #سلبریتیها_دربطن_حادثه #م
عبور
-
تاریخ: 1396/8/4 ساعت: 10:44
وقت عبور بود اما پای دلش نمی رفت... تمام بندها را برید و گذشت...حتی از خودش... این شعر زمزمه ی هر شبش شده بود: بارها تقدیر، قصدِ وصلمان را داشت،حیف مانع تقدیرمان شد نذر های مادرم...* گفته بودم اما باورش نمی شد که امان از وقتی که مادری نخواهد...که یک
ابر می بارد و من میشوم از یار جدا...
-
تاریخ: 1396/8/2 ساعت: 8:35
» نمایش این صفحه بدین معناست که نویسنده وبلاگ یک مطلب را بصورت رمزدار درج کرده است و برای مشاهده کامل مطلب نیازمند آن هستید که کلمه عبور مرتبط با این مطلب را دانسته و وارد کنید.
برگشتن یا برنگشتن؟مسئله اینست!
-
تاریخ: 1396/8/2 ساعت: 8:35
برگشتن یا برنگشتن؟مسئله اینست! برگها برگشتند اما تو... امان از گردش روزگار... #مینامهرآفرین برچسبها: مینامهرآفرین, شعرسپید, شعرکوتاه, بازگشت, تو تراوش شده زمانی که تقویم ها زمزمه می کنند شنبه ۱۳۹۶/۰۷/۲۲ و ساعت ها فریاد می زنند 14:14از کوزه ی دل مینا مهرآفرین| |
...
-
تاریخ: 1396/8/2 ساعت: 8:35
چیزی در جهان کم است وقتی عشق نیست زندگی خالیست... تراوش شده زمانی که تقویم ها زمزمه می کنند شنبه ۱۳۹۶/۰۷/۲۹ و ساعت ها فریاد می زنند 15:15از کوزه ی دل مینا مهرآفرین| |
به دنبال سرنوشت...
-
تاریخ: 1396/6/23 ساعت: 13:04
دور از نشاط هستی و غوغای زندگی دل با سکوت و خلوت غم خو گرفته بود آمد سکوت سرد و گرانبار را شکست آمد صفای خلوت اندوه را ربود آمد به این امید که در گور سرد دل شاید ز عشق رفته بیابد نشانه ای او بود و آن نگاه پر از شوق و اشتیاق من بودم و سکوت و غم و جاودانه ای آمد مگر که باز در این ظلمت ملال روشن کند به...
گفتگو با قاصدک قصه ی باد...
-
تاریخ: 1396/6/23 ساعت: 13:04
» نمایش این صفحه بدین معناست که نویسنده وبلاگ یک مطلب را بصورت رمزدار درج کرده است و برای مشاهده کامل مطلب نیازمند آن هستید که کلمه عبور مرتبط با این مطلب را دانسته و وارد کنید.
آغوش امن مادرانه...
-
تاریخ: 1396/6/23 ساعت: 13:04
ماهور که دستان ظریف و کوچکش را دور گردنم حلقه می کند و سرش را به سینه ام می چسباند، چشمهایم را می بندم و تصور می کنم خودم هستم و او... محکم تر در آغوشش می گیرم گویی تا ابد به او تعلق دارم، مبادا گمان کند یک روز تنها و بی اغوشش خواهم گذاشت... نغمه که دیگر برای خودش خانمی شده، وقتی نشسته ام و می آید س...
قدم گاه...
-
تاریخ: 1396/6/23 ساعت: 13:04
قدم گاه... می سپارم صدفِ عشقِ تو را بر کفِ دریا شاید پاکیِ موج بشویدxa0 قدمِ نحس مرا...برچسبها: شعر نیمایی, مینامهرآفرین, صدف, موج, دریا تراوش شده زمانی که تقویم ها زمزمه می کنند سه شنبه ۱۳۹۶/۰۶/۲۱ و ساعت ها فریاد می زنند 13:13از کوزه ی دل مینا مهرآفرین| |
بدرود تا درودی دیگر...
-
تاریخ: 1396/5/27 ساعت: 12:24
» نمایش این صفحه بدین معناست که نویسنده وبلاگ یک مطلب را بصورت رمزدار درج کرده است و برای مشاهده کامل مطلب نیازمند آن هستید که کلمه عبور مرتبط با این مطلب را دانسته و وارد کنید.
سخن دل از زبان سعدی...
-
تاریخ: 1396/5/27 ساعت: 12:24
سخن دل از زبان سعدی... امکان دیده بستنم از روی دوست نیست/ اولی تر آنکه گوش نصیحت بیاگنم...xa0 xa0 من مُهره ی مِهر تو نریزم/ الاّ که بریزد استخوانم... xa0 گفتی به غمم بنشین یا از سر جان برخیز/ فرمان برمت جانا، بنشینم و برخیزم... xa0 xa0 ای آنکه می نویسی و آهسته می روی/ آیا خودت مساوی با one؟ xa0 xa0 ...
حال من خوب است، اما تو باور مکن...
-
تاریخ: 1396/5/22 ساعت: 22:16
» نمایش این صفحه بدین معناست که نویسنده وبلاگ یک مطلب را بصورت رمزدار درج کرده است و برای مشاهده کامل مطلب نیازمند آن هستید که کلمه عبور مرتبط با این مطلب را دانسته و وارد کنید.
نقطه ی تلاقی قلب و عقل...
-
تاریخ: 1396/5/22 ساعت: 22:16
نقطه ی تلاقی قلب و عقل... شرایط باید چگونه باشد که ما حرف هم را بفهمیم؟ مثلاً وقتی می گویی آب و به غرق شدن فکر می کنی، من هم بفهمم چه در ذهن تو می گذرد و دیگر به قایق سواری و اقیانوس پیمایی و لذت کشف جزیره های ناشناخته فکر نکنم... اصلاً اگر سالها پیش از همان اول حرف دل هم را فهمیده بودیم شاید امروز
هیچ
-
تاریخ: 1396/5/22 ساعت: 22:16
دیگه خسته ام.نمیتونم ادامه بدم... کم آوردم... تراوش شده زمانی که تقویم ها زمزمه می کنند پنجشنبه ۱۳۹۶/۰۱/۳۱ و ساعت ها فریاد می زنند 19:55از کوزه ی دل مینا مهرآفرین|
اعتماد
-
تاریخ: 1396/5/22 ساعت: 22:16
چنگ می زنم به ریسمان قلب خویش* اعتماد کن به من* این صدای اوست آنکه سوق می دهد مرا به سوی سایه های ناشناس آنکه در حصار مرزهای زندگی بازهم رهاست... در حوالی سقوط یا مرا میان دست های خود پناه می دهد یا به ساحت مقدس پرندگان دوباره راه می دهد... xa0 * فقد استمسک بالعروة الوثقی( آیه 256 سوره بقره؛آیة الکر...
نقطه ی پایان...
-
تاریخ: 1396/5/22 ساعت: 22:16
می دانم این انتظار مرا سالها پیش xa0از این که باید جوان بوده باشم پیر کرده است... و سالهای پس از اینxa0 مرا xa0ذره ذره ضعیف می کند و خواهد کشت... این جاده به جایی که نیچه می گفت نمی رسد این عشق من به توست که هرروز قوی تر می شود نه من! یکبار از راهی که رفته ای بازگرد و مرا گرم در آغوشت بگیر بگذار نقط...
پرنده پر...
-
تاریخ: 1396/5/22 ساعت: 22:16
» نمایش این صفحه بدین معناست که نویسنده وبلاگ یک مطلب را بصورت رمزدار درج کرده است و برای مشاهده کامل مطلب نیازمند آن هستید که کلمه عبور مرتبط با این مطلب را دانسته و وارد کنید.
به دنبال سرنوشت...
-
تاریخ: 1396/5/22 ساعت: 22:16
دور از نشاط هستی و غوغای زندگی دل با سکوت و خلوت غم خو گرفته بود آمد سکوت سرد و گرانبار را شکست آمد صفای خلوت اندوه را ربود آمد به این امید که در گور سرد دل شاید ز عشق رفته بیابد نشانه ای او بود و آن نگاه پر از شوق و اشتیاق من بودم و سکوت و غم و جاودانه ای آمد مگر که باز در این ظلمت ملال روشن کند ب
پرنیان...
-
تاریخ: 1396/5/22 ساعت: 22:16
پرنده بودی و پژواک پنجره را نمی شنیدی، نه! نمی شنیدم صدای پِر پِر پرواز xa0را... حالا دو پَر مانده در دو سوی پنجره پَری پشت شیشه! پَری* پشت شیشه! #بداهه #مینامهرآفرین xa0بعدالتحریر: * پری زاد نام دیگر من بود وقتی صدای پچ پچ گوش ماهی در امواج پر تلاطم دریا منتشر می شد... xa0 برچسبها: مینامهرآفرین, شع...
نغمه
-
تاریخ: 1396/5/22 ساعت: 22:16
امروز ۱۸مرداد xa0زادروز نغمه بود برای پنجمین بار ! تصمیم گرفتم جملات جالبش را ثبت کنم برای بعدها که می آید و می نشیند خاطرات کودکی اش را مرور کند یادی هم از مادرش کند و به این روزها بخندد***** xa0آدامس های لاو xa0ایز را به یاد دارید؟ xa0قرار است مضمون صحبتهای نغمه جان پیرامون محبت باشد*** دخترم xa0ه...