کلید دست های تو... - تاریخ: 1396/5/22 ساعت: 22:16
کلید دست های تو... کلید/دست تو بودکه درهای روح مرا /یک به یک می گشود...و مابه باغِ مخفیِ خویش می رفتیم... #بداهه برچسبها: مینامهرآفرین, سپید, کلید, دست, باغ مخفی تراوش شده زمانی که تقویم ها زمزمه می کنند شنبه ۱۳۹۶/۰۵/۲۱ و ساعت ها فریاد می زن
گنجشک های عاشق... - تاریخ: 1395/8/18 ساعت: 11:54
حتی اگر آغوش دنیا گرم باشد گنجشک را انگشت هایت آشیانه ست معشوق هم گاهی گلویش گیر عشق است این خرده نان ها در کف عاشق بهانه ست... #مینامهرآفرین بازهم می دانم این نگاره مستعد غزل شدن است...
پرواز در باد... - تاریخ: 1395/8/14 ساعت: 14:21
سنجاقکی* در سینه ات پرواز می کرد در جاده ای بین دو راهی مانده بودی راهی به جز رفتن برای بادها نیست! این را به گوش قاصدک ها خوانده بودی... *سنجاقک به دلیل پرواز بی هدف و مقصد نامشخص، نماد بی ثباتی و تردید است. (ر.ک.جیمزهال،فرهنگ نگاره ای نمادها در هنر شرق و غرب،ترجمه دکتر رقیه بهزادی،نشرفرهنگ معاصر)
پروانه های بغض - تاریخ: 1395/8/7 ساعت: 4:10
از چشم های ماه می بینی آشوب دل های پریشان را شمعی که ناچاری بسوزانی پروانه های بُغضِ انسان را... #دو_بیت_از_یک_غزل_ناتمام! #بندی_از_یک_چهارپارهء_نانوشته!
اشکِ مَشک - تاریخ: 1395/7/18 ساعت: 16:09
دست های تو به خاک بوسه زد مشک های آب جای لاله ها شِکُفت... سلام.از آنجا که راه ارتباطی دیگری برای پاسخگویی ندارم ناچارم همینجا بنویسم که مهربان قدیمی، همراه و همپای شاعرانگی های من، مدت هاست برای من چیزی ننوشتی... چطور ممکن است تو بنویسی و من پاک کنم؟ من که بی صبرانه مشتاق تماشای حرفهای تو هستم؟ اگر...
لاله ها... - تاریخ: 1395/7/14 ساعت: 10:43
دست های تو به خاک بوسه زد مشک های آب جای لاله ها شِکُفت...
هبوط برگ - تاریخ: 1395/7/7 ساعت: 21:02
کلاغ ها دروغ می گفتند! پاییز نه قابیل بود نه قابله! شهریور شریان های درخت را شکافت! درد از حاک زاده شد! و برگ ها پیش از طلوع خون در رگهایشان غروب را بوسیده به آغوش خاک برگشتند! هبوط سرنوشت هابیل های عاشق بود...
پاییز بی دوست - تاریخ: 1395/7/3 ساعت: 13:05
پیراهنم را اتو بکش موهایم را شانه بزن کوله را به دوشم بینداز دستم را بگیر مرا به سالهای سبز مدرسه برسان... من از پائیز بی دوست بیزارم...
شوش= درد - تاریخ: 1395/6/28 ساعت: 5:04
من خوب نیستم... برگرد و شانه هایت را برای گریستن به من بده...برگرد و دستهایم را بگیر و بگذار به نیروی جادویی انگشتانت تکیه کنم... برگرد و ببین چگونه در سوگ دایی جوان و ناکامم بغض و اشک امانم را بریده...برگرد و بگو که هستی و من بدانم پس از خواب ابدی عزیز از دست رفته ام کسی پا به پای شبهای من بیدار اس...
خبر- گوش ماهی منتشر شد... - تاریخ: 1395/6/26 ساعت: 9:32
نخستین مجموعه شعر نو مینامهرآفرین با عنوان گوش ماهی توسط انتشارات آنوشا به چاپ رسید. وعده دیدار شعرهای این مجموعه در نمایشگاه بین المللی کتاب شهرآفتاب بخش ناشران عمومی سالن سه3 راهرو یک 1غرفه هشت8 نشر ملینا
آرامش طوفانی - تاریخ: 1395/6/26 ساعت: 9:32
پروانه اگر شدی،پریدنت کافی نیست از پیله ی زندگی ،بریدنت کافی نیست وقتی که دلت اسیر حرف مردم باشد شمعی که نفس نفس چکیدنت کافی نیست... "مینامهرآفرین"1395/02/27
من و کافه و قایق و تو... - تاریخ: 1395/6/26 ساعت: 9:32
شبیه قایقی بی مقصد بر رودی آشنا شناور پیاده در خیابان خاطره هایی به طعم لیمو٬ ترش کافه چون کاخ باشکوهی همانجا نشسته بود هزاربار برگشتم نِگَریستم گِریستم برای روزهایی که غرق تو بودم... «مینامهرآفرین»۱۳۹۵/۰۲/۳۰
درخت و باغ... - تاریخ: 1395/6/26 ساعت: 9:32
پیوسته مرا به سوی خود می خوانی ای باغ!مرا درخت خود می دانی آغوش تو گسترده به روی همگان ای وای برآن گل که ز خود می رانی «مینامهرآفرین»
سرباز... - تاریخ: 1395/6/26 ساعت: 9:32
ایستاده در سیاهیِ تمامِ جبهه های جنگ یک پیاده در سپیدیِ تمامِ سالهای صلح دیگران، به فکر کیش و ماتِ شاه او شهید حفظ مرزهای سرزمین خویش...
درآغوش تبر - تاریخ: 1395/6/26 ساعت: 9:32
نهالی بودم درآستانه ی پیوند! در آغوشم کشیدی با شاخه های کُهنسالت - دسته های تبر- کمرم شکست و دیگر پرنده ای بر قامت خمیده ام نزیست... مرداد 95
تماشاگرعشق - تاریخ: 1395/6/26 ساعت: 9:32
پرده ها کنار رفت رازها مثل روز روشنی در میان چشمهای خیره فاش شد دستها صورت درخت را نشانه رفت آخرین پرنده از نیاز شاخه ها پرید اشک صحنه را به سیل شُست هیچکس نمانده بود جز خدا که با تمام عشق محو تحسین و تماشا شده بود... 1395/05/26
شهریور - تاریخ: 1395/6/26 ساعت: 9:32
ای گیسوانت، خوشه های گُلابتون چهره ات، مزارعِ گندمگون و چشمهایت، شراره های سرکشِ خورشید! برخیز و با رقص خیشت دشتِ عشق را شخم بزن و در چین های دامنِ خاکی ات بذر پائیز بنشان... مترسک ها از بوسه های داغِ تو وارفته اند و خاموشند...
می خواهم/نمی خواهی... - تاریخ: 1395/6/26 ساعت: 9:32
گاهی همینطوری بی هوا ناگهانی دلت تنگ می شود... دلتنگ آدمهایی می شوی که اگر بخواهند هم نمی توانند در زندگیت باشند اگر بخواهی هم نمی توانی در زندگیشان باشی اگر بخواهند و بتوانند هم نمی خواهی که در زندگیت باشند اگر بخواهی و بتوانی هم نمی خواهند در زندگیشان باشی زندگی به طرز عجیبی پر از ناخواسته ها شده ...
درد را از هر طرف که بخوانی درد است...مثل شوش... - تاریخ: 1395/6/26 ساعت: 9:32
من خوب نیستم... برگرد و شانه هایت را برای گریستن به من بده...برگرد و دستهایم را بگیر و بگذار به نیروی جادویی انگشتانت تکیه کنم... برگرد و ببین چگونه در سوگ دایی جوان و ناکامم بغض و اشک امانم را بریده...برگرد و بگو که هستی و من بدانم پس از خواب ابدی عزیز از دست رفته ام کسی پا به پای شبهای من بیدار اس...

برچسب‌های محبوب

لاله ها | گنجشک های عاشق